السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

83

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

داشت ملائكه از گريهء او متاذّى شدند و از اين امر به خداى سبحان شكايت كردند ، آن وقت خداوند از قامت او كاست ، امّا داود آنقدر گريست كه علفزارها از گريهء سوزان او خشكيدند و از آه جگر سوز او گياهان آتش گرفتند و امّا يوسف آنقدر بر دورى از پدر و غربت و تنهايى زندان گريست كه اهل زندان متاذّى شدند و به ستوه آمدند و از او خواستند ، يك روز گريه كند و روز ديگر را ساكت باشد . در كتاب ( علل الشرائع ) و ( عيون الاخبار ) از صفوان بن يحيى نقل مىكند كه مىگويد : از ابو الحسن ( ع ) در بارهء محدودهء حرم و نشانه‌هاى آن سؤال كردم ، فرمود : آدم زمانى كه از بهشت رانده شد بر كوه ابو قبيس نازل شد ، ولى در ميان مردم شايع است كه او در هند فرود آمده ، به هر حال او از تنهايى و وحشت به پروردگارش شكايت كرد چون ديگر نغمه‌هاى بهشتى به گوشش نمىرسيد ، آن وقت خداوند ياقوت سرخى را در مكان خانهء كعبه نازل كرد و آدم پيرامون آن طواف مىكرد و نور آن ياقوت تا موضعى امتداد مىيافت كه آدم در آن محدوده نشانه‌گذارى كرده بود و خداوند آن موضع و محدوده را حرم قرار داد . در اين خصوص مىگوئيم ، از اين روايت معلوم مىشود روايات سابق كه در آنها محل نزول آدم هند معرفى شده بايد حمل بر تقيّه شود ، امّا جمع بين اين دو روايت اين است كه نزول خيمه و آن ياقوت به نحو تدريجى و يكى پس از ديگرى و يا به نحو همزمان صورت گرفته . در كتاب كافى با اسناد به امام صادق ( ع ) آمده است كه خداوند تبارك و تعالى وقتى كه آدم را از بهشت به زمين نازل كرد برگهاى بهشتى از بدنش جدا شده و او عريان بود و هيچ پوششى از پوششهاى بهشتى همراه نداشت ، تا اينكه خداوند اراده كرد او را با برگهاى بهشتى بپوشاند ، و در هنگام نزول بر زمين رايحهء اين برگ در اثر مجاورت و تماس با گياهان موجود در زمين باعث انتشار بويى خوش در آن منطقه يعنى هند گردد و باد جنوب بر آن برگ وزيد و رايحهء آن را به سمت مغرب برد و بعد از آنكه باد در هند از وزيدن ايستاد تمام درختان و گياهان آن ناحيه معطّر شد و اولين حيوانى كه از آن برگ چريد آهوى ختن بود و به همين دليل بوى خوش مشك در نافهء او وجود دارد ، چون بوى خوش آن گياه در ميان بدن و جسم و خون او جريان يافته و در ناف او جمع مىگردد .